
سیارهـ صورتیـ در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «سیارهـ صورتیـ» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سیاره صورتیـ سیارهـ ای کهـ تنـــها ساکنانش دختــــ دخترـــر ها هستند...
ادامه مطلب
یه پاییز زردو زمستون سردو یه کلاس تنگو یه درس مشنگو غم جمعه عصرو مشقا موند رو دستو یه دنیا سوالو رو دستم گذاشتی کتابی دروغو تکالیف بوقو یه درس عمیقو یه هفته دریغو یه مغز مریض یه کوییز ریزو یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی تابستون کجایی؟دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟ تعطیلات کجایی؟دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟...
ادامه مطلب
وَ تو اے بـانوهَميـטּرا بِداטּوبَس⇣صَدام وجَنگ وميـטּوتَركش،هَمه اش بَهانه بود...⇦شَهيد⇨فَقط خواست ثابت كُند⇦چادر⇨در اين سرزَميـטּتـا بخواهـےفَدايےدارد......
ادامه مطلب
من یک آریایی ام؛اهورا مزدای من "الله" است ، از تبار کوروشم،ولی شاهم"حسین بن علی(ع)" است، از دیار آرشم ولی کماندار من"مسلم بن عقیل" است، امپراطوری ام هخامنشی است،ولی جغرافیای من "بین الحرمین" است، شاه عباس را دوست دارم ولی شاه من"عباس بن علی" است، آری،من ایرانی ام، عاشق کاوه، مدیون نادرشاه،ولی پیامبرم"محمدبن عبدالله(ص)" است، قدمت کشورم از ماورای تاریخ است و به قدمت آن می نازم زیبایی های تاریخ کشورم را دوست دارم،ولی تمام زیبایی های دنیا را در کلام "مولایم حیدر کرار" می بینم، آری...آری...من یک ایرانی ام... و متنفرم از کسانی که به اسم تاریخ کشورم؛به اعتقاداتم ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
گاهی باید... بردردهایت←سرپوش→ بگذاری... گاهی باید... زخمهایت را ◄پنهان►کنی... گاهی باید... بغضت را☜فرو☞ببری... بگذار همه فکر کنند تو... ✖هیچ✖غمینداری... این استبازیزندگی... گاهی◙کیشومات◙میشوی... اما هنوز...فرصتی باقیست... چون تو... "خدا" را داریッ... برایآرامش...تنهاهمین... کافیست...❣ ...
ادامه مطلب
دُختَر کِهـ بآشی...
ادامه مطلب
مَن از نَســــللِـــــیلی ام...مَن از جِنـــسشــــیرینَم...مَن دُخــــــترم...با تمام حساســـیت های دُخترانه ام...با تَلنگری بارانـــی میشوم...با جُـــــمله ای رام میشوم...با کَلـــمه ایعــــــاشقمیشوم...با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوم...به راحَتی وابَــــــسته میشوم...با پیــــــروزی به اُوج میرسم...هنوز هم با عروسَـــــــکهایم حَرف میزنَم...هنوزم هَم برایِشان لـــالـــایی میخوانَم...من دُخـــــترم...پُر از راز...هرگز مرا نَخواهی دانِــــست...هرگز سَرچِشــمه اَشکــــــهایم را نمی یابی...هرگز مرا نِمیفَــــهمی...مَگر از نَـــــــسلم باشی....
ادامه مطلب
مرادختر خانـــــــوممی نامند... مضمونی که جذابـــیتشنفـــس گیــراست... دنیــــایدختــرانـــهمن .. نه با شمــــع...نه با عروســـک معنـــا پیدا نمیکنـــد... و نه با اشک و افســـــــــــــــــون... امــــــــا;تمــــــام اینها را در برمیگیرد... مــــــــــــــــــــــــن... نـــه ضعیفم..نه ناتـــــــــوان... چــرا که خداونـــد مرا بدون خشونـــت و زور و بازو میـــپسندد... اشــــک ریختن ضعـــف من نیــــسـتـ... قـــدرت روح مـــــناســتــــ ...
ادامه مطلب
بهترين دوستم ------ هست. ------- رو بيشتر از همه دوست دارم. زندگي بدون ------ نميشه. من اگه يه روز ------- نخورم ميميرم. من حيوون -------- رو بيشتر از همه دوست دارم. من الان حيوون ------ يا شايد هم بيشتر حيوون دارم. من آدم -------- هستم....
ادامه مطلب